Well, I have to admit, learning French is harder than I expected.
خوب، باید اعتراف کنم که یادگیری زبان فرانسوی سختتر از آن است که فکر میکردم.
Well, I have to admit, I forgot to call my friend yesterday.
خوب، باید اعتراف کنم که دیروز فراموش کردم به دوستم زنگ بزنم.
Well, I have to admit, I was wrong about the project.
خوب، باید اعتراف کنم که در مورد پروژه اشتباه میکردم.
Well, I have to admit, I really enjoy watching documentaries.
خوب، باید اعتراف کنم که واقعاً از تماشای مستندها لذت میبرم.
Well, I have to admit, I’m a little nervous about the exam.
خوب، باید اعتراف کنم که کمی نگران امتحان هستم.
I am all thumbs in cooking; I burned the rice again.
من در آشپزی بیدست و پا هستم؛ دوباره برنج را سوزاندم.
I am all thumbs in fixing cars; I don’t even know where to start.
من در تعمیر ماشینها بیدست و پا هستم؛ حتی نمیدانم از کجا شروع کنم.
I am all thumbs in sewing; I always make mistakes.
من در دوختن بیدست و پا هستم؛ همیشه اشتباه میکنم.
I am all thumbs in playing the guitar; I can’t remember the chords.
من در نواختن گیتار بیدست و پا هستم؛ نمیتوانم آکوردها را به خاطر بیاورم.
I am all thumbs in programming; I don’t have a clue about coding.
من در برنامهنویسی بیدست و پا هستم؛ از کدنویسی هیچ سر در نمیآورم.
خوب، باید اعتراف کنم که یادگیری زبان فرانسوی سختتر از آن است که فکر میکردم.
Well, I have to admit, learning French is harder than I expected.
خوب، باید اعتراف کنم که دیروز فراموش کردم به دوستم زنگ بزنم.
Well, I have to admit, I forgot to call my friend yesterday.
خوب، باید اعتراف کنم که در مورد پروژه اشتباه میکردم.
Well, I have to admit, I was wrong about the project.
خوب، باید اعتراف کنم که واقعاً از تماشای مستندها لذت میبرم.
Well, I have to admit, I really enjoy watching documentaries.
خوب، باید اعتراف کنم که کمی نگران امتحان هستم.
Well, I have to admit, I’m a little nervous about the exam.
من در آشپزی بیدست و پا هستم؛ دوباره برنج را سوزاندم.
I am all thumbs in cooking; I burned the rice again.
من در تعمیر ماشینها بیدست و پا هستم؛ حتی نمیدانم از کجا شروع کنم.
I am all thumbs in fixing cars; I don’t even know where to start.
من در دوختن بیدست و پا هستم؛ همیشه اشتباه میکنم.
I am all thumbs in sewing; I always make mistakes.
من در نواختن گیتار بیدست و پا هستم؛ نمیتوانم آکوردها را به خاطر بیاورم.
I am all thumbs in playing the guitar; I can’t remember the chords.
من در برنامهنویسی بیدست و پا هستم؛ از کدنویسی هیچ سر در نمیآورم.
I am all thumbs in programming; I don’t have a clue about coding.
Well, I have to admit, learning French is harder than I expected.
خوب، باید اعتراف کنم که یادگیری زبان فرانسوی سختتر از آن است که فکر میکردم.
Well, I have to admit, I forgot to call my friend yesterday.
خوب، باید اعتراف کنم که دیروز فراموش کردم به دوستم زنگ بزنم.
Well, I have to admit, I was wrong about the project.
خوب، باید اعتراف کنم که در مورد پروژه اشتباه میکردم.
Well, I have to admit, I really enjoy watching documentaries.
خوب، باید اعتراف کنم که واقعاً از تماشای مستندها لذت میبرم.
Well, I have to admit, I’m a little nervous about the exam.
خوب، باید اعتراف کنم که کمی نگران امتحان هستم.
I am all thumbs in cooking; I burned the rice again.
من در آشپزی بیدست و پا هستم؛ دوباره برنج را سوزاندم.
I am all thumbs in fixing cars; I don’t even know where to start.
من در تعمیر ماشینها بیدست و پا هستم؛ حتی نمیدانم از کجا شروع کنم.
I am all thumbs in sewing; I always make mistakes.
من در دوختن بیدست و پا هستم؛ همیشه اشتباه میکنم.
I am all thumbs in playing the guitar; I can’t remember the chords.
من در نواختن گیتار بیدست و پا هستم؛ نمیتوانم آکوردها را به خاطر بیاورم.
I am all thumbs in programming; I don’t have a clue about coding.
من در برنامهنویسی بیدست و پا هستم؛ از کدنویسی هیچ سر در نمیآورم.
خوب، باید اعتراف کنم که یادگیری زبان فرانسوی سختتر از آن است که فکر میکردم.
Well, I have to admit, learning French is harder than I expected.
خوب، باید اعتراف کنم که دیروز فراموش کردم به دوستم زنگ بزنم.
Well, I have to admit, I forgot to call my friend yesterday.
خوب، باید اعتراف کنم که در مورد پروژه اشتباه میکردم.
Well, I have to admit, I was wrong about the project.
خوب، باید اعتراف کنم که واقعاً از تماشای مستندها لذت میبرم.
Well, I have to admit, I really enjoy watching documentaries.
خوب، باید اعتراف کنم که کمی نگران امتحان هستم.
Well, I have to admit, I’m a little nervous about the exam.
من در آشپزی بیدست و پا هستم؛ دوباره برنج را سوزاندم.
I am all thumbs in cooking; I burned the rice again.
من در تعمیر ماشینها بیدست و پا هستم؛ حتی نمیدانم از کجا شروع کنم.
I am all thumbs in fixing cars; I don’t even know where to start.
من در دوختن بیدست و پا هستم؛ همیشه اشتباه میکنم.
I am all thumbs in sewing; I always make mistakes.
من در نواختن گیتار بیدست و پا هستم؛ نمیتوانم آکوردها را به خاطر بیاورم.
I am all thumbs in playing the guitar; I can’t remember the chords.
من در برنامهنویسی بیدست و پا هستم؛ از کدنویسی هیچ سر در نمیآورم.
I am all thumbs in programming; I don’t have a clue about coding.
Introduction: The phrase "Well, I have to admit..." is commonly used to express personal thoughts or confessions.
Examples:
Introduction: The phrase "I am all thumbs in..." indicates a lack of skill or knowledge in a particular area.
Examples:
Are you sure you want to delete 0 flashcard(s)? This cannot be undone.
Select tags to remove from 0 selected flashcard(s):
Loading tags...